محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
431
تحفه خانى ( فارسى )
بايد گداخت و شحم حنظل نيك كوفته در آن خلط كرده شيافها بايد ساخت و هر يك به مقدارى كه مذكور شد و بوقت حاجت بايد برداشت و صبر بايد كرد تا ماده متوجه اسفل شود شياف ترنجبين ديگر اسهل ازو ترنجبين و يا بوره ارمنى و صابون از هريك دو درم مجموع ادويه باهم آميخته باندك آب خمير كرده شيافها بايد ساخت هريك به مقدار مذكور سابقا . [ 164 ] مقاله در بيان قى و تهوّع و غثيان در تعريف قى چنين گفتهاند كه القئ حركته من المعدة ادفع شى فيها يعنى معده از طريق دهن و تهوع و حركت است از قوت دافعه كه اعانت نمىكند او را حركت مندفع و غثيان حالتى است معده را كه كانّه كه متقاضى دفع است كه لحظهلحظه ميل بقى مىكند اما به آسانى بيرون نمىآيد و اسباب احوال مذكور مختلف است زيرا كه اگر خلط موجب علت منصب در جوف معده باشد ازو قى حادث مىشود و به سهولت زيرا كه مهيّا از براى دفع ايستاده است باندك مددى بيرون مىآيد هيچ احتياجى بمدد نيست چون طبيعت از وجود او متنفر است مانعى از اجابت نيست و اگر ماده موجب مداخل است در جوف معده و بواسطه غلظ و لزوجت چنگ در پرز و حمل معده زده است ازو تهوع حادث مىشود زيرا كه مندفع باوصاف مذكوره بغايت عاصى از اطاعت و اجابتست و اگر چنانچه ماكول و مطعوم در معده زايده است بحسب كيفيت و يا بحسب كميت ازو غثيان حادث مىشود و آنكه بحب شبت كه بسيارى مقدار است آن موجب غثيان شود ظاهر است و اما آنكه كيفيت باشد مثل آنكه طعامى است